((بیوگرافی کامل تر کامران و هومن))
کامران و هومن جعفری دوبرادر که در تهران به دنیا آمدند. کامران متولد ۲۵نوامبر ۱۹۷۷ و به عبارتی ۴ آذز ۱۳۵۵و هومن متولد ۲۳ نوامبر ۱۹۸۰ ۲ آذر۱۳۵۹است. که به گفته خودشان همیشه روز 24 نوامبر تولد هردو را میگرفتند. این دو برادر هنرمند یک خواهر هم دارند که از هومن 2سال کوچکتر است و اسمش کتایون یا همان کتی میباشد. که حتما این دختر خانم زیبا را در اکثر موزیک ویدئوهای کامران و هومن مانند "من تورو میخوام"- "کت مت" و "اون با من" دیده اید. کامران و هومن در زمان کودکی در تهران منطقه گیشا خیابان 31 زندگی میکرد ند. که الان با اینکه مدت زیادی از آن سالها میگذرد ولی خاطرات خوب خانه شان در ایران را فراموش نکرده اند. به طوری که طبق گفته خودشان هر وقت عکسهای خیابان گیشا را میبینند خیلی احساساتی میشوند.![]()
![]()
![]()
کامران 9ساله بوده که از ایران خارج میشوند و ابتدا به مونترال میروند. در آنجا زبان فرانسوی و انگلیسی را به طور کامل یاد میگیرند. و در همین شهر هم بوده که کامران و هومن با مرد سرنوشت ساز زندگیشان که به گفته خود آنها مانند برادر بزرگتر دوستش دارند یعنی آقای رامین زمانی آشنا میشوند.![]()
بعد از 9سال زندگی در مونترال به ونکوور کانادا که یکی از زیباترین شهرهای کاناداست مهاجرت میکنند. در همین سالها بود که کامران به دلیل علاقه ی بیش از حدش به موسیقی تصمیم میگیرد که این راه را به کمک رامین زمانی ادامه دهد. وقتی با پدرش راجع به این تصمیم صحبت میکند پدرش در پاسخ به او میگوید:" من هیچ مخالفتی با این کار ندارم ولی اول باید درستو تموم کنی." کامران هم سخنان پدر را میپذیرد و تحصیلاتش را در زمینه تکنسین هواپیمایی در کالج ادامه میدهد. بعد از اتمام تحصیلات کار موزیک را با رامین زمانی شروع میکند. در همین سالها بود که هومن هم رفته رفته همراه با کامران قدم به عرصه موسیقی میگذارد و اکثر اوقات در خانه پیانو مینواخته و آواز میخوانده. حتی خیلی وقتها بعد از اتمام برنامه ای که کامران سر صحنه داشت و رفتن تماشاچیان هومن به تنهایی شروع به نواختن پیانو و خواندن میکرده که اولین باری که این کار را انجام میدهد اعضای گروهی که با کامران بودند خیلی تعجب میکنند و خطاب به کامران میگویند:" مگه هومن هم میتونه بخونه؟!" احساس هومن را در این سالها و دلیل علاقه اش به موسیقی را از زبان خودش میخوانیم که:" اولین بار که کامران یه جا برنامه داشت منم رفته بودم وقتی شور و هیجان مردم و تشویقاشون و همچنین علاقه خودم به موسیقی رو دیدم تصمیم گرفتم همراه با کامران وارد این کار بشم. و کامران این افتخار رو به من داد که کنارش بایستم و بخونم."
به دلیل همین علاقه هومن بود که یک شب که کامران در جایی برنامه داشت از مسئول آنجا خواهش میکند که اجازه بدهند هومن هم روی صحنه بیاید و در کنار او بخواند بالاخره با این پیشنهاد کامران موافقت میکنند ولی وقتی هومن را که تازه آن زمان 15 سال داشته میبینند به کامران میگویند:"نخیر آقا مگه بچه بازیه؟!"![]()
![]()
![]()
چند سال بعد از آن کامران به همراه دو هنرمند دیگر که امروز هرکدام یکی از سوپراستارهای موسیقی ایران هستند گروهی به نام پرواز را تشکیل میدهند. که اعضای این گروه عبارت بود از: کامران-هنگامه و فریدون به همراه دوست و یاور همیشگی کامران و هومن شاعر و ترانه سرای خوب موسیقی ما یعنی آقای رامین زمانی.
مدتی بعد از تشکیل این گروه کامران و هنگامه و فریدون تصمیم میگیرند که یک ویدئو به عنوان دمو درست کنند. و به این ترتیب موزیک وویدئوی بسیار زیبای" ایران" را میسازند که شعر و آهنگ بسیار زیبای این یدئو از آقای رامین زمانیست. اگر این ویدئو را دیده باشید چند تا بچه هستند که همگی لباس سفید پوشیدند و میدوند که اگر دقت کنید میتوانید کتی(خواهر کامران و هومن) را در این ویدئو ببینید که البته آن زمان خیلی کوچک بوده. قرار بوده که هومن هم همراه سایر بچه ها در این ویدئو حضور داشته باشد و بدود که وقتی میاید و کنار شان میایستد میبیند بقیه بچه ها تا کمرش هستند به همین دلیل یک دفعه میگوید:"من نمیام. نمیدوم."
در همین سالها بود که کنسرت گروه بلک کتس در کانادا سرنوشت کامران و هومن را تغییر میدهد. بعد از اتمام کنسرت کامران با شهبال شب پره مدیر گروه گربه های سیاه صحبت میکند و میگوید:" من میخوام بخونم." شهبال هم میگوید:"باید نمونه کارهاتو ببینم." وقتی که شهبال ویدئوی "ایران" را میبیند از کار کامران خوشش میاید ولی به دلیل حساسیتی که آقای شهبال شب پره همیشه روی خانواده کسانی که قرار است وارد گروه جاودانه اش شوند داشته تصمیم میگیرد که به منزل کامران بیاید تا علاوه بر آشنایی با خانواده اش کار او را نیز از نزدیک ببیند.
هومن خاطرات آن روز را اینطور تعریف میکند که:" من و کامران و رامین با شهبال رفتیم بالا توی اتاق من. رامین با گیتارش آهنگ" نرو" رو میزد و کامران میخوند من هم خیلی nervous بودم اصلا نمیدونستم چی کار باید بکنم." که کامران اضافه میکند:"هومن هی میرفت هی میومد میگفت سلام!"
خلاصه اینکه شهبال از کار کامران خوشش میاید و تصمیم میگیرد که او را به گروه بلک کتس دعوت کند. در همین زمان بود که رامین زمانی پیشنهاد سرنوشت سازش را مطرح میکند که:"هومن هم بیاد و بخونه." این پیشنهاد مورد استقبال همه قرار میگیرد. و شهبال میگوید این فکر خیلی خوبیست یک کار نواست که دو برادر کنار هم باستند و بخوانند. به این ترتیب کامران در سن 22 سالگی و هومن در سن 17 سالگی میشوند خواننده های رسمی گروه جاودانه گربه های سیاه.
اولین آهنگی که قرار بود برای اولین آلبومشان بخوانند آهنگ "سوگند" از ساخته های رامین زمانی بود که برای هومن اولین بار بود که میخواسته به استودیو برود و بخواند. احساس هومن را در این زمان از زبان خود او میخوانیم که:" من خیلی نگران بودم همش به کامران میگفتم این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم میتونم اونجوری که باید اجراش کنم یا نه. ولی با کامران خیلی تمرین کردیم." و به همین ترتیب آهنگها یکی پس از دیگری آماده میشوند که کار شعر و آهنگ با شهبال و رامین زمانی بوده. به این ترتیب آلبوم بسیار زیبای "سیندرلا" آماده و راهی دنیای موسیقی ایران میشود. و در همین سالها بود که ما در شوهای تلویزیونی نوروز دو جوان بسیار زیبا و خوش تیپ را دیدیم که آهنگ آفتابشان ورد همه زبانها بود و در تمام جشنها و مهمانی های آن سال این آهنگ حرف اول را میزد. و دقیقا همین آهنگ آفتاب بود که کامران و هومن را به اوج برد. 2سال بعد آلبوم بسیار زیبای پاپ فادر به بازار عرضه شد که این آلبوم هم در زمان خود بسیار مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت. و موزیک ویدئوی rendezvous که از همین آلبوم بود از طرف ام تی وی جایزه گرفت که این ویدئو باعث شد نام گروه بلک کتس به عنوان اولین ایرانیها بر روی سی دی طلایی ام تی وی حک شود. لازم به ذکر ایت که شعر این آهنگ از کامران است.
بعد از این آلبوم کامران وهومن تصمیم میگیرند که به گفته خودشان به دلیل اختلاف سلیقه از گروه بلک کتس جدا شوند و کار هنری خود را به صورت مستقل ادامه دهند. چون همان طوری که شهبال شب پره همیشه میگوید بلک کتس یک مدرسه است هر کس واردش میشود چیزی یاد میگیرد و بعد از آن خواه ناخواه باید برود. بعد از جدا شدنشان از این گروه اولین کنسرتشان به صورت مستقل را در دبی اجرا میکنند که به دلیل موفقیت بی نظیر این کنسرت و استقبال مردم از کامران و هومن سایر کنسرت گذاران نیز با آنها قراردادهایی می بندند و کنسرت دبی سرآغاز موفقیت کامران و هومن میشود. در همین زمان بود که آنها از طریق یکی از دوستانشان با آقای سعید سیام مدیر شرکت entertainment planet آشنا میشوند و آقای سیام که سابقه حمایت از هنرمندان بزرگی مانند خانم گوگوش را داشتند مدیر برنامه های کامران و هومن میشوند. در طول این مدت آنها تمام وقت و انرژی خود را روی آلبوم جدید میگذارند که بعد از 2سال آلبوم بسیار زیبا و موفق 20 به بازار عرضه میشود. اشعار بسیار زیبای مریم حیدر زاده و آهنگهای فوق العاده ی رامین زمانی در کنار اجرای زیبای کامران و هومن باعث میشود که آلبوم 20 پرفروش ترین آلبوم سال شناخته شود و کنسرتها و تورهای کامران و هومن یکی پس از دیگری با استقبال بی نظیر مردم روبه رو شوند. کیفیت برگزاری کنسرتها- رقصهای هماهنگ گروهی-آتش بازیهای روی صحنه به همراه گروه منحصر به فردشان که شامل نوازنده های بسیار مطرحی مانند دیوید بتسامو- برنت فیشر و... است در کنار اجرای بسیار عالی کامران و هومن باعث شد که این 2برادر جوان و پرانرژی محبوب میلیونها قلب ایرانی شوند. کنسرت گذاران هم که به خوبی از محبوبیت کامران و هومن و sold out شدن کنسرتها به خاطر آنها خبر دارند اکثر اوقات برنامه ی آنها را آخر میگذارند که تا پایان کنسرت سالن همچنان شور و هیجان خود را داشته باشد. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اکنون کامران و هومن جعفری در اوج شهرت و محبوبیت هستند. موزیک ویدئوی پرطرفدارترین آهنگ آلبوم20 یعنی "فدای سرت" به زودی آماده پخش خواهد شد و آلبوم جدید نیز تاقبل از نوروز امسال به بازار خواهد آمد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کامران و هومن دو جوان بسیار خوش برخورد هستند. آقای بهزاد بلور خبرنگار بی بی سی در توصیف این اخلاق کامران و هومن میگوید:" از کرامات کامران و هومن ملاحظه بیش از حدشونه حتی اگه از خستگی در حال غش کردن هم باشند اصلا به روی خودشون نمیارن و همچنان لبخند میزنند."
کامران به عنوان برادر بزرگتر خیلی مراقب هومن است و همیشه میگوید:" وقتی که کنار هومن هستم خیالم راحته که اگه از پشت خودم رو بندازم دوتا دست مهربون هست که منو بگیره و نذاره بیافتم." هومن هم به عنوان برادر کوچکتر به کامران احترام میگذارد وهمیشه میگوید که:" کامران قلب خیلی بزرگی داره. داداشمه و بش افتخار میکنم."
کامران و هومن در شهر زیبای فرشتگان زندگی میکنند ولی به محض اینکه فرصتی پیدا میکنند به ونکوور نزد خانوادشان میروند. پدر و مادرشان هم مرتب به آنها سر میزنند.
وقتی در لس آنجلس هستند کامران آشپزی میکند. و همه نوع غذایی میپزد. به قول هومن:" قورمه سبزی-فسنجون-همه چی. یه برنجی میپزه الان که یادم افتاد گرسنم شد.
غذای مورد علاقه کامران قورمه سبزی و هومن هم عاشق فسنجون و همبرگر است.
در مورد زندگی خصوصیشان هم کامران از دختری خوشش میاید که" اولا ایرانی باشه.شیطون باشه و توی اجتماع رفت و آمد کنه." که ظاهرا این دختر خانم مورد علاقه کامران کسی نیست جز شقایق یا همان کلودیا لینکس هنرمند جوان و بسیار زیبای کشورمان. که در دنیای هالیوود به عنوان "الهه ایران" شناخته شده است.
هومن هم از دختری خوشش می آید که" از عشق نترسه و بدونه که هنرمند بودن کار سختیه."
همان طور که گفته شد کامران و هومن این روزها بسیار موفق یا به قول آقای شهرام کاشانی در بورس هستند.
با آرزوی موفقیت روزافزون برای کامران و هومن عزیز
.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



